|
فكر و ذكرمان شد كسب آبرو، چه آبرويي، مملكترو تعطيل كنيد، دارالايتام داير كنيد درستتره. مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه ميآيد، قحطي است، دوا نيست، مرض بيداد ميكند، نفوس حقالنفس ميدهند، باران رحمت از دولتي سرقبله عالم است و سيل و زلزله از معصيت مردم. ميرغضب بيشتر داريم تا سلماني. سر بريدن از ختنه سهلتر. ريخت مردم از آدميزاد برگشته، سالك بر پيشاني همه مهر نكبت زده، چشمها خمار از تراخم است، چهرهها تكيده از ترياك. [ حاجيواشنگتن- علي حاتمي ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: حاجيواشنگتن| مطلب را به دنباله بفرستید: آئين چراغ خاموشي نيست، قرباني خوف مرگ ندارد، مقدر است. بيهوده پروار شدي، كمتر چريده بودي بيشتر ميماندي، چه پاكيزه است كفنت، اين پوستين سفيد حنابسته، قرباني، عيد قربان مبارك، دلم سخت گرفته، دريغ از يك گوش مطمئن، به تو اعتماد ميكنم همصحبت. چون مجلس، مجلس قرباني است و پايان سخن وقت ذبح تو، چه شبيه چشمهاي تو به چشمهاي دخترم، مهرالنساء، ذبح تو سخته براي من . [ حاجيواشنگتن- علي حاتمي ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: حاجيواشنگتن| مطلب را به دنباله بفرستید: |