تبليغاتX
..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..
رهي (حميد امجد) : بي جهت خودتو آزار مي‌دي . چرا خيال مي‌كني ما باعث مرگ اونا شديم ؟

ماهرخ (مژده شمسايي) : اونا براي ما مي‌اومدن .

رهي : به خواست خودشون .

ماهرخ : به خاطر ما !

[ مسافران - بهرام بيضايي ]


+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: مسافران| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

ياوري: دِ  مارو اين‌جوري نگاه نكنين آقايون خانوما؛ به پير به پيغمبر قاتل نيستيم دِ نه.بيست سال كار توي جاده يه تصادف نداشتيم. دريغ از يه خلافي. كي اينجا هيجده چرخ نشسته؟ دِ  زبون بيا!

 
[ مسافران - بهرام بيضايي ]

+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: مسافران| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh
خانم بزرگ (جميله شيخي) : ما همه روياي هميم !

[ مسافران - بهرام بيضايي ]


+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: مسافران| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

حكمت: ... اين تنها شركتي است كه همه ما در آن سهم مساوي داريم. نه زبان خوش، نه حق و حساب! هر اميد سودي در اين شركت مثل سفته‌ايست بي محل. در معامله مرگ، ما هميشه زيان‌كاريم.

[ مسافران - بهرام بيضايي ]
+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: مسافران| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh
ماهرخ: گيجم رهي، گيجم. نمي‌دونم چي مي‌گي يا چي بگم! ما پاي آينه‌اي عقد مي‌شديم و اون آينه شكسته.
رهي: ما چرا بايد بشكنيم ماهرخ. ما چرا؟
 
[ مسافران - بهرام بيضايي ]

+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: مسافران| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

خانم بزرگ: لعنت به جاده‌ها اگه معني‌شون جدائيه!

 
[ مسافران - بهرام بيضايي ]

+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: مسافران| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

مهتاب (رو به دوربين): ما مي‌ريم تهران. براي عروسي خواهر كوچكترم. ما به نهران نمي‌رسيم. ما همگي مي‌ميريم!

 
[ مسافران - بهرام بيضايي ]

+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: مسافران| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

خانم بزرگ: خوبه گاهي به اينجور بهونه‌ها ميشه قوم و خويش رو ديد. بفهميم كي هست و كي نيست. بچه‌ها رو نمي‌شناسي، چون بزرگ شدن. بزرگا رو نمي‌شناسي، چون پير شدن

[ مسافران- بهرام بيضايي ]


+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: مسافران| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

dialogha

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

dialogha

http://dialogha.blogfa.com

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog