|
نوذر: ... داد میزدید کربلایی هاش بسم الله .. ! زیارت قبول! ... به اینام یاد بدین دست خالی جنگیدن رو ...!! حالا دیگه نه شما اونجائین، نه من. هر دومون اینجائیم. چه فرقی کرد؟! ... حالا من ريه ام رو از دست دادم ... تو پاهاتو .. آقا سعید چشماشو ...
[ از کرخـه تا رایـن - ابراهيم حاتميكيا ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: از کرخـه تا رایـن| مطلب را به دنباله بفرستید: اصغر (اصغر نقيزاده) : كجا رفتي دلاور ؟ [ از كرخه تا راين - ابراهيم حاتمي كيا ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: از کرخـه تا رایـن| مطلب را به دنباله بفرستید: سعيد ( علي دهكردي) : خدايا ... من شكايت دارم . من شاكيام . پس كو رحماتت ؟ پس كو رحيمت ؟ آخه چرا اينجا ؟ چرا حالا ؟ چرا اينطوري ؟ من شكايتمو پيش كي ببرم ؟ به كي بگم ؟ [ از كرخه تا راين - ابراهيم حاتمي كيا ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: از کرخـه تا رایـن| مطلب را به دنباله بفرستید: نوذر: ... داد میزدید کربلایی هاش بسم الله .. !زیارت قبول! ... به اینام یاد بدین دست خالی جنگیدن رو ...!! حالا دیگه نه شما اونجائین، نه من. هر دومون اینجائیم. چه فرقی کرد؟! ... حالا من ريه ام رو از دست دادم ... تو پاهاتو .. آقا سعید چشماشو ... [ از کرخـه تا رایـن - ابراهيم حاتميكيا ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: از کرخـه تا رایـن| مطلب را به دنباله بفرستید: |