تبليغاتX
..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

علی ( بهرام رادان ) : وقتی از ایستگاه مترو اومدم بالا, آسمون مثل همیشه کدر و بد رنگ بود. توی هوا پر از دود بود و من نمی دونستم که این آخرین باریه این هوای کثیفو, به ریه های سوختم فرو میدم!

از وقتی هانیه؛ همسرم, گذاشته رفته, دیگه دلم به کار نمیره. بعضی از برنامه ها رو قبول نمی کنم, با بعضی هاش بد قولی می کنمو نمیرم, یا سر مجلس خوابم مي بره, یا می زنم زیر گریه!

مثل اون شب, تو کنسرت نمایشگاه, که انقدر پاتیل بودم که یادم نبود هانیه رفته. خیال می کردم مثل همیشه تو رديف جلو نشسته و با نگاه شیفته به من خیره شده. تو میکروفون گفتم : " مرسی, ممنون. امشب یه موجود خیلی عزیزی اینجاست كه بايد ازش تشكر كنم.هانیه؛ همسرم." واقعیتش تالاپ خورد تو کلم. هانیه اونجا نبود!

این روزا همش مست و پاتیل بودم. خراب کاریایی کردم چه جور که باعت شد شهرتم کمکم ضایع بشه و دیگه کسی بهم کار نده ...

[ علی سنتوری - داریوش مهرجویی ]


+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: علي سنتوري| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

جاوید : هانیه ، هانیه،کجا میری این موقع شب؟

هانیه: یه دقیقه من نمیتونم تنها باشم؟

جاوید: مامانت میگه بهتره من برم بهش یه سر بزن اون که بدبخت کس و کاری رو نداره.

هانیه : کی میگه نداره؟ پدر داره ، مادر داره ، برادر داره، اون تمایل کوفتی هست، فقط اینقدر همه رو تیغ زده که هیشکی چشم دیدنشو نداره.

جاوید : مامانتو که می شناسی. همش میگه گناه داره،گناه داره دلش همش برا همه میسوزه.

هانیه: خوب دله منم می سوزه، ولی اون دیگه شوهره من نیست. من دیگه تصمیم خودمو گرفتم، باهاش هیچ آینده ای ندارم ، هیچ امنیتی ندارم. مگه آدم چقدر زنده می مونه؟ آخه اینم شد زندگی؟

 جاوید : آروم باش

هانیه: چه جوری آروم باشم؟ دیگه تحمل هیچی رو ندارم از همه چی حالم بهم می خوره از همه چی بدم میاد از این مملکت ، خشن ، دروغگو ، بی رحم که همه رو معتاد بدبخت می کنه. کی فکرشو می کرد ، علی سنتوری ، که از اون خانی آباد تا همین شمرون کوفتی همه عاشقش بودن به این روز بیوفته؟ مجوز همه ی کنسرتاشو لغو کردن کاستشو نذاشتن بده بیرون، واسه چندرغاز پول مجبور شد بره خونه هر ننه قمری بزنه برا اجاره خونه ، این ، اون که چی؟ یکی پول نداشت ، یکی خواست بش حال بده یکی تریاک داد ، یکی عرق داد ، کشید ،خورد

آه علی سنتوری !

[علي سنتوري-داريوش مهرجويي]


+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: علي سنتوري| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

dialogha

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

dialogha

http://dialogha.blogfa.com

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog