تبليغاتX
..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

سرهنگ (اكبر مكشين) : يه وقتي بود قدم تو ميدون سربازخونه كه مي‌ذاشتم ، شيپور پادگان نعره مي‌كشيد . چي بود ؟ چه خبر بود ؟ جناب سرهنگ وارد شده بودن . ايست خبردار . من داد مي زدم ، آزاد !

[ آرامش در حضور ديگران - ناصر تقوايي ]


+ نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: آرامش در حضور ديگران| مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

dialogha

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

dialogha

http://dialogha.blogfa.com

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::..

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog