|
مهندس (به یکی از بچه های جنگ) : میدونم حالت خوب نیست ما داریم میریم خونه رضا حلالمون کن ! [ روز سوم - محمد حسین لطیفی ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: روز سوم| مطلب را به دنباله بفرستید: مهندس به یکی از بچه های جنگ : میدونم حالت خوب نیست ما داریم میریم خونه رضا حلالمون کن ! [ روز سوم - محمد حسین لطیفی ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: روز سوم| مطلب را به دنباله بفرستید: فواد ( حامد بهداد ) : سمیره تو ما رو دوست داشتی !
سمیره ( باران کوثری ) : ما یه معلمو دوست داشتم . فواد که فکر میکردم آدمه . فواد : اون آدم منم . اینجاست. سمیره : لباساتو نگاه کن . فواد : تو مال من باش من این لباسارو آتش میزنم . سمیره: تو اگه میتونی خودتو آتیش بزن . فواد : سمیره من به خاطر تو آدم کشتم ! سمیره : اِ او آدم بود و همه اونایی که هر روز هزارتا هزارتا دارن رو زمین می ریزن و مثل گل پرپر میشن آدم نیستن ، ها ؟؟؟! [ روز سوم - محمد حسین لطیفی ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: روز سوم| مطلب را به دنباله بفرستید: |