|
ستاره : نیش زنبور نزن گیلانه آبجی... من همون جوری که برگشت, منتش رو داشتم. گیلانه : نیش زبون مادرت هنوز رو دلمه, انگشتری تو رو که پس فرستاد, گفت : [ ادای مادر ستاره را در می آورد. ] اگه خودت دختر داشتی راضی می شدی یه عمر چرخ فلجی برونه ؟ گفتم : بی انصاف, مگه بچه من وقتی رفت جنگ این جور بود ؟ سبیل و سنبلش هنوز سبز نشده قد داشت مثِ شمشاد... هزارون دختر آرزوی عروس شدن اونو داشتن... یه لب بود هزار خنده. [ گیلانه - رخشان بنی اعتماد ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: گیلانه| مطلب را به دنباله بفرستید: گیلانه ( رو به اسماعیل که در حالت تشنج است ) : ننه ات بمیره... بزن تو سر من... خودتو نزن... [ گیلانه - رخشان بنی اعتماد , محسن عبدالوهاب ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: گیلانه| مطلب را به دنباله بفرستید: جوان : مادر وینستون داری ؟
گیلانه : پسر جان تو دکه ست خودت بردار . جوان : ارزون نشده ؟ گیلانه : چی ارزون شده الا جون آدمیزاد ؟!
[ گیلانه - رخشان بنی اعتماد , محسن عبدالوهاب ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: گیلانه| مطلب را به دنباله بفرستید: گیلانه ( فاطمه معتمد آریا ) : خدایا همه جوون ها رو سالم نگه دار... از صدقه سر همه اسماعیل منم شفا بده . [ گیلانه - رخشان بنی اعتماد , محسن عبدالوهاب ] + نوشته شده در ساعت
توسط ..::دیالوگهای ماندگار سینمای ایران::.. موضوع: گیلانه| مطلب را به دنباله بفرستید: |