کریم آقامونم بود!
قیصر (بهروز وثوقی) : کریم! کدوم کریم؟
بهمن مفید : کریم آب منگل
میشناسیش
آره از ما نه از اونا آره که بریم دوا خوری
تو نمیری به موت قسم اصلا ما تو نخش نبودیم
آره نه گاز دنده دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین
یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین عرق و آب جو - جور شد
رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم
اولی رو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم
دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم
سومی اومدی بریم بالا
آشیخ علی نامرد ساقی شد گفت بریم بالا ما هم رفتیم بالا
گفت به سلامتی میتی، تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم
این جیب نه اون جیب نه تو جیب ساعتی ضامن دار اومد بیرون رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن
پریدم تو اتول اومدم دم کوچه مهران بغل این نرقه فروشیه
اومدم پایین یه پسر هیکل میزونه اینجوریه زد بهم افتادم تو جوب
گفتم هه ته ته
گفت عفت یکی گذاشت تو گوشم
گفتم نامردا دومی رو زد از اولیش قایم تر زد
دست کردم تو جیبم که برم و بیام چشم واز کردم دیدم تو مریض خونم
حالا ما به همه گفتیم زدیم
شما هم بگین زده خوبیت نداره!
[ قیصر - مسعود کیمیایی ]