مسافر ( ابراهیم حاتمی کیا ) : از من بپرس ... خوش تیپ شدی ... خوشگل شدی ... ماه شدی
اصغر ( جعفر دهقان ) : من الان باید برم پیش زنم !؟
[ بوی پیراهن یوسف - ابراهیم حاتمی کیا ]
مسافر ( ابراهیم حاتمی کیا ) : از من بپرس ... خوش تیپ شدی ... خوشگل شدی ... ماه شدی
اصغر ( جعفر دهقان ) : من الان باید برم پیش زنم !؟
[ بوی پیراهن یوسف - ابراهیم حاتمی کیا ]
رضا (پرویز پرستویی) : تو عزیز دلمی دل انگیز... اگر اسلام دست و بال ما را نبسته بود.
[ مارمولک - کمال تبریزی ]
رحیم آق منگل (غلامرضا سرکوب) : فرمون فرمون که می گفتن... این بود؟
[ قیصر - مسعود کیمیایی ]
[ حمد بر می گردد و حاج کاظم او را می گردد ]
حاج کاظم : شما هم اگه بهت بر نمی خوره برگرد جوون.
سلحشور : من که جوونی ام و رد کردم، شما زیادی احساس پیری می کنید، اِ ببخشید شما از اونایی نیستید که بعد از جنگ فکر کردن که بقیه خوردن و بردن. حالا اومدید حقّتون و از مردم بگیرید.
[ آژانس شیشه ای - ابراهیم حاتمی کیا ]
علی ( بهرام رادان ) : وقتی از ایستگاه مترو اومدم بالا, آسمون مثل همیشه کدر و بد رنگ بود. توی هوا پر از دود بود و من نمی دونستم که این آخرین باریه این هوای کثیفو, به ریه های سوختم فرو میدم!
از وقتی هانیه؛ همسرم, گذاشته رفته, دیگه دلم به کار نمیره. بعضی از برنامه ها رو قبول نمی کنم, با بعضی هاش بد قولی می کنمو نمیرم, یا سر مجلس خوابم مي بره, یا می زنم زیر گریه!
مثل اون شب, تو کنسرت نمایشگاه, که انقدر پاتیل بودم که یادم نبود هانیه رفته. خیال می کردم مثل همیشه تو رديف جلو نشسته و با نگاه شیفته به من خیره شده. تو میکروفون گفتم : " مرسی, ممنون. امشب یه موجود خیلی عزیزی اینجاست كه بايد ازش تشكر كنم.هانیه؛ همسرم." واقعیتش تالاپ خورد تو کلم. هانیه اونجا نبود!
این روزا همش مست و پاتیل بودم. خراب کاریایی کردم چه جور که باعت شد شهرتم کمکم ضایع بشه و دیگه کسی بهم کار نده ...
[ علی سنتوری - داریوش مهرجویی ]
ليلا: ته دلم به خودم مي گم اگه رضا دوستم داشته باشه يه زن ديگه براش مهم نيست. فقط بهش يه بچه ميده. فرقي نكرده عشقمون سر جاشه.
حاج کاظم : می تونین بیایین تُو .
[سلحشور و احمد می آیند داخل آژانس]
احمد : حاج کاظم! دلاور تو این جا چی کار ...
حاج کاظم : وایستا احمد، باید بِگردمت.
احمد : دست شما درد نکنه!
حاج کاظم : من شرمندتم! باید بگردمت. اگه یه حرکت ناقص بُکنی انگشتم رو ماشه می لرزه.
[ آژانس شیشه ای - ابراهیم حاتمی کیا ]
كامران ميرزا (پرويز پورحسيني) : رحم كنيد قبلهي عالم ... اگر ميا جهان گشاي شاه بابا به گرفتن تاج و تخت امپراتور روس تعلق يافته ، با اشارت ابرو به جان نثار بفرماييد تا غلام پيشكش كند . تيغي كه به كمر امير حربتان بستهايد شمشير عباس ميرزاست .
ناصرالدين شاه (عزت الله انتظامي) : خاك بر سرت حاكم تهران ! الحق اين لطفي كه به تو شد ، توهيني بود به عباس ميرزا .
[ كمال الملك - علي حاتمي ]
قيصر: من فقط دو تا گير كوچيك دارم. يكي اين كه به ننه مشدي قول دادم ببرمش زيارت، يكيام اينكه يه جوري مهرمو از دل اعظم بيارم بيرون. همين و همين!
گیلانه ( رو به اسماعیل که در حالت تشنج است ) : ننه ات بمیره... بزن تو سر من... خودتو نزن...
[ گیلانه - رخشان بنی اعتماد , محسن عبدالوهاب ]
فرهان
(حميد فرخنژاد) : از امروز اگه ببينم كسي پشت سر اين دختر دري وري بگه و از اين حرفاي خاله زنكي بزنه ... دهنشو كاه گل ميگيرم .[ عروس آتش - خسرو سينايي ]
ماهرخ (مژده شمسايي) : اونا براي ما مياومدن .
رهي : به خواست خودشون .
ماهرخ : به خاطر ما !
[ مسافران - بهرام بيضايي ]
مجيد (بهروز وثوقي) : خوش به سعادتتون كه ميرين روضه ، جاتون وسط بهشته ، ما كه دنيامون شده آخرت يزيد . كيه ما رو ببره روضه ؟ آقا مجيد تو رو چه به روضه ، روضه خودتي ، گريه كن نداري ، وگرنه خودت مصيبتي ، دلت كربلاس !
[ سوته دلان - علي حاتمي ]
حاج كاظم (پرويز پرستويي) : تو ميدوني گردان بره خط گروهان برگرده يعني چي ؟ تو ميدوني گروهان بره خط دسته برگرده يعني چي ؟ تو ميدوني دسته بره خط نفر برگرده يعني چي ؟
[ آژانس شيشهاي - ابراهیم حاتمی کیا ]
آقا جلال (جلال مقدم) : ميخواي برات خوانساري بذارم ؟ اينورش مرضيهاس ، اينورش ... بازم بنانه ، خوبه ، خيلي خوبه ، بنان خيلي خوبه .
[ دندان مار - مسعود كيميايي ]
صداي شهر فرنگي (مرتضی احمدي) : ... شبا مهتابي بود ، روزا آفتابي بود ، حالي بود حالي بود ، نوني بود آبي بود ، نون گندم مال مردم اگه بود ، نميرفت از گلو پايين به خدا ... قصهاي بود ، قصهي كك به تنور ، نوش آفرين ، حسين كرد ، حسن كچل .
[حسن كچل - علي حاتمي ]
نامدار خان (عزت الله انتظامي) : زمانه نو شده ... اما اين مردم نميفهمن .
[ شير سنگي - مسعود جعفري جوزاني ]
حبيب ظروفچي (جمشيد مشايخي) : تنگ دوغ تراش ، ساده ، الوار ، مختلط ، بيست تا ... وزيري ، دوري ، دوازده تا ... ورشو مغز سفيد ، چهار تا ... حاج ممد حسني ، چهار تا ... گلدون دهنه اژدري ، بيست و پنج تا ... ميرزا خوري ، دوسكومي ، خنچه ، فرش كرمان زمينه لاكي ، قاب قرآني سه و چهار ، دوازده تخته ...
[ سوته دلان - علي حاتمي ]
عباس آقا (عزت الله انتظامي) : اكبر ، بيا بپر برو دكون پيش عسگري ، بهش بگو واسه سي چهل نفر ، چرخ كرده و راسته جور كنه . خس مسشو ، رگ و ريششو قشنگ بگيره صافش كنه . شيشك آجري باشه ها . سوسه موسه بهت نده !
[ اجاره نشينها - داريوش مهرجويي ]
گیلانه : پسر جان تو دکه ست خودت بردار .
جوان : ارزون نشده ؟
گیلانه : چی ارزون شده الا جون آدمیزاد ؟!
[ گیلانه - رخشان بنی اعتماد , محسن عبدالوهاب ]