مهندس (به یکی از بچه های جنگ) : میدونم حالت خوب نیست ما داریم میریم خونه رضا حلالمون کن !

- فکر میکنی خواهرش زنده باشه ؟
مهندس: امیدوارم .

-منم میام.

مهندس : با این حالت ؟؟
- به تو مربوط نیست .

[ روز سوم - محمد حسین لطیفی ]

مهندس به یکی از بچه های جنگ : میدونم حالت خوب نیست ما داریم میریم خونه رضا حلالمون کن !
 - فکر میکنی خواهرش زنده باشه ؟
مهندس: امیدوارم .
 -منم میام.
مهندس : با این حالت ؟؟
 - به تو مربوط نیست .

[ روز سوم - محمد حسین لطیفی ]

فواد ( حامد بهداد ) : سمیره تو ما رو دوست داشتی !
سمیره ( باران کوثری ) : ما یه معلمو دوست داشتم . فواد که فکر میکردم آدمه .
فواد : اون آدم منم . اینجاست.
سمیره : لباساتو نگاه کن .
فواد : تو مال من باش من این لباسارو آتش میزنم .
سمیره: تو اگه میتونی خودتو آتیش بزن .
فواد : سمیره من به خاطر تو آدم کشتم !
سمیره : اِ او آدم بود و همه اونایی که هر روز هزارتا هزارتا دارن رو زمین می ریزن و مثل گل پرپر میشن آدم نیستن ، ها ؟؟؟!

[ روز سوم - محمد حسین لطیفی ]