خسرو شکیبایی: کاش آدم حداقل قد یه ماهی خاویار داشته باشه
فروزنده : تا وقتی تو، تو این دنیا هستی، نفرت منم هست... تو که مغزت جای خودش نیست این جا. می زنم جایی که مغزته، جایی که باهاش فکر می کنی.
رضا معروفي: گوش كن بچه. چار تا چاى تازه دم. یك هشت تا تخم مرغ بنداز تو كره واسه من و این مهمونا. اونم محلى. ببین! زرده شو به هم نزنى مى خوام اونى كه مى خورم ببینم. رویت كنم. همش كه بزنین و جنجال تو تابه راه بندازن، جنگ زرده و كره و سفیده و نمك و دو پر گوجه فرنگى تو تابه مغلوبه مى شه و مى ذارن جلوت. كیه كه بگه محلى نیست؟
[ حكم - مسعود كيميايي ]
محسن: اسلحه كه داشته باشی همه چیز سادهتر می شه
[ حكم - مسعود كیميایی ]
خیلی ها گل تو خلاشون سبز می شه، اما من اون گل رو بو نمی کنم
رضا معروفي: به اين رستوران نمي ياد آخور داشته باشه، اون هم با اين همه يابو
فروزنده : تا وقتی تو، تو این دنیا هستی، نفرت منم هست... تو که مغزت جای خودش نیست این جا. می زنم جایی که مغزته، جایی که باهاش فکر می کنی.
فروزنده: هی گفتی می گیرمت. ای تف به این لغت می گیرمت. کی رو می گیری؟ چی رو می گیری؟ من اگه بخوام شوهر کنم، من می گیرمت.
محسن: زن لال هم يه نعمتيهها ...
رضا معروفي: ای تو اون روح مرده و زندهت جلال! من دیگه کار کوچیک برای آدم کوچیک نمیکنم
فروزنده: چه قدر خوبه آدم تو خونهاش سینما داشته باشه
عاشق ها آدمای متوسطی هستن که با تعریف کردن از هم خودشونو بزرگ می کنن
[ حكم - مسعود كيميايي ]