حاج کاظم : می تونین بیایین تُو .

[سلحشور و احمد می آیند داخل آژانس]

احمد : حاج کاظم! دلاور تو این جا چی کار ...

حاج کاظم : وایستا احمد، باید بِگردمت.

احمد : دست شما درد نکنه!

حاج کاظم : من شرمندتم! باید بگردمت. اگه یه حرکت ناقص بُکنی انگشتم رو ماشه می لرزه.

 

[ آژانس شیشه ای - ابراهیم حاتمی کیا ]