[ حمد بر می گردد و حاج کاظم او را می گردد ]

حاج کاظم : شما هم اگه بهت بر نمی خوره برگرد جوون.

سلحشور : من که جوونی ام و رد کردم، شما زیادی احساس پیری می کنید، اِ ببخشید شما از اونایی نیستید که بعد از جنگ فکر کردن که بقیه خوردن و بردن. حالا اومدید حقّتون و از مردم بگیرید.

[ آژانس شیشه ای - ابراهیم حاتمی کیا ]